نوشته شده توسط : amin7756

من هم به جمع ویرگولی‌ها اضافه شدم و از این به بعد سعی می‌کنم ماهی یکی دو مطلب اونجا بگذارم. راستش از فضای ویرگول بدجور خوشم اومد. فضای دوستانه و جمع و جور و به روزی داره و ضمنن بعضی از بچه‌ها هم دست به قلمشون خیلی خوبه. یکی دیگه از ویژگی‌های مثبتش اینه که می‌تونی مثل وبلاگ‌نویسی اسم مستعار داشته باشی و این جذابیتش رو برای من چند برابر می‌کنه.



:: بازدید از این مطلب : 172
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

چه چیز قشنگ تر از به جا گذاشتن خاطرات خوش؟



:: بازدید از این مطلب : 171
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

وی‌پی‌انی که می‌دن کار نمی‌کنه. پول مفت تو جیبشون نریزید.



:: بازدید از این مطلب : 158
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

 

در دنیای انیمیشن «کتاب جنگل» جزو همون استثناهاست. پیش‌زمینه کار به قدری درجه یک طراحی شده که هنوز هم بعد از حدود نیم قرن جذاب و دیدنیه. فراموش نکنید که اون زمان از کامپیوتر و طراحی دیجیتال خبری نبود و به خاطر همین جزییاتی که تو کار هست نشون دهنده اینه که سازندگان چه گام‌های بلندی در جهت پیشرفت و تجربه‌های تازه بر داشته بودند.

داستان کتاب جنگل درباره پسربچه‌ای هست که زمان شیرخوارگی بر حسب اتفاق سر از جنگل در می‌آره و باگیرا، پلنگ سیاه، اون رو نجات می‌ده و به گرگ‌ها می‌سپاره تا بزرگش کنند. موگلی بزرگ می‌شه و به سنی می‌رسه که باید به روستا، پیش آدم‌ها، برگرده چون موندن در جنگل براش خطرناکه. کل فیلم درباره بازگشت موگلی به روستا است و ماجراهایی که براش پیش می‌آد.

شخصن هنوز هم چنین انیمیشن‌های درجه یکی رو تماشا می‌کنم. به دو دلیل: اولن جزییات توی کار واقعن هنرمندانه است و درست مثل یه کلاس آموزشی می‌مونه. ثانین طراحی شخصیت رو یاد می‌گیرم و از روشون اتود می‌زنم.



:: بازدید از این مطلب : 157
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

قیمت یه مارکر تاچ شده سی تا سی و سه تومن!! اون وقت می‌گن شما چرا دستمزدتون رو افزایش می‌دین! خب، وقتی فقط ده تا مارکر بخری و سیصد هزار تومن بدی جای گله باقی نمی‌مونه. تازه، پول کاغذها و مدادرنگی‌ها و هزار تا چیز دیگه رو هم به اینها اضافه کنید که تقریبن ماهیانه یه میلیون تومن می‌افته و باید برای ابزار کارمون بپردازیم. حالا باقی هزینه‌های زندگی و دخل و خرج هم بماند!!

به همین خاطر ناچارن تصمیم گرفتم از اول شهریور حق‌الزحمه‌م رو در تمام زمینه‌هایی که فعالیت می‌کنم افزایش بدم.



:: بازدید از این مطلب : 159
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

از خستگی زیاد گرفتم خوابیدم...ساعت 5 پسره زنگ زد

داش با خودم حرف میزد بازم میگف من برا کیانا زنگ زدم..نمیاد؟؟ :|

حالا اون هیچی خواب موندم تا این زنگ زد مثه فشنگ حاضر شدم

و رفتم...بعدم رفتم اونجا رفتم ازش پرسیدم نمره زبانم چن شدم؟؟

گف 78 :|...اون یکی پسره هم 89 :|...اون یکیم نیومده بود :|

باز خوبه نیوفتادم :d



:: بازدید از این مطلب : 177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

اینم منو اون موش عزیزی هسیم ک امروز دل و رودشو ریختم بیرون :d

برا گرفتن این عکسم دهنمون سرویس شد :|

تا معلم بر میگشت ما ی عکس مینداختیم و دوباره مثه ادم میشستیم :/

همش احساس میکنم امشب میادش تو خوابم لنتی :|||

عقیمش هم کردیم تازه

:: بازدید از این مطلب : 147

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756


این اهنگه هم خیلی قشنگه :))

پیشنهاد میکنم حتما گوش بدیدش :))



:: بازدید از این مطلب : 164
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

آخی..من بچه ک بودم ی ژیمناستیک کار بودم واقن :))

بدنم همیشه خیلی نرم بود و 180 هام رو عالی میزدم :))

الانا دیه 150 میزنم تا 180 :|..خیلی وقتم هس ک کار نکردم :|

ولی بدنم هنو نرم هس...من ازوناییم ک میتونم دو تا دستامو قلاب

کنم از جلو ببرم پشت تا ته...اصن حس خیلی خوبی هم داره..

حس میکنم خستگیام میره یکم...فردا هم باشگا دارم و ی رضایت 

نامه برا سالنم باید میدادم مامانم امضا کنه ک ندادم :||...شت :/

یادم رف -___-



:: بازدید از این مطلب : 161
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

جدیدا خیلی لوس و دل نازک شدم براش :||||*

من همونی بودم ک میگفتم اگ بم بگی عشقم دهنت سرویسه ://



:: بازدید از این مطلب : 166
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید