نوشته شده توسط : amin7756

یه بحثی در روانشناسی وجود داره تحت عنوان والدین خودشیفته! که خب تو نگاه اول ، با تعریفایی که از خودشیفتگی تو ذهن ما هست و با توجه به اینکه میدونیم تو ایران اکثر والدین از همه چیز حتی از خودشون میگذرن برای بچه ها میتونیم بگیم اینجا مشکل خیلی نادریه !

ولی 

ولی وقتی بیشتر راجع بهش مطالعه کنیم متوجه میشیم که یکی از نشانه های والد خودشیفته ، تلاش بیش از حدش برای موفق شدن فرزندش در زمینه هاییه که خودش همیشه آرزوی رسیدن بهشون رو داشته (مثل آرزوی دکتر یا مهندس شدن ، انتخاب همسری که فلان ویژگی خاص رو داشته باشه و...) که این دقیقا مصداق بارز بیشتر والدین ایرانیه...

تو این حالت ، وقتی که فرزند به خواست اونا عمل میکنه و موفق میشه ، والدین این موفقیت رو بیشتر از هر چیزی حاصل تلاش و حمایت های خودشون میدونن (نه اینکه نیست! موضوع اینه که اون فرزند بینوا هم بالاخره زحمت کشیده) و اگر شخص موفق نشه ، با حرفاشون مدام بهش حس عذاب وجدان میدن که نتونسته درست قدردان زحمات اونا باشه

اتفاقا یه مبحث دیگه ای هم تو دل این موضوع وجود داره که بهش میگن والدین هلیکوپتری! یعنی والدینی که مثل هلیکوپتر بالای سر بچه وایسادن و مدام اونو تحت کنترل دارن که این یکی دیگه تقریبا تو 99 درصد خانواده های ایرانی کم و بیش وجود داره و بچه ها مدام درحال تلاش برای خارج شدن از این وضعیتن. 

اینا خودش نشون میده علت اصلی مشکل داشتن بیشتر ماها با پدر و مادرامون از کجا آب میخوره ؛ دلیل مهم اینکه حتی وقتی سعی میکنیم رویاهای خودمون رو دنبال کنیم مدام حس فرزند بد بودن رو داریم (یا دارم! ). اینا خیلی مسائل مهمی هستن ولی ما اونارو بلد نیستیم و همینجوری نسل به نسل هم داریم به بقیه انتقال میدیم! 

ما خیلی تباه تر از اونی هستیم که به نظر میرسه



:: بازدید از این مطلب : 143
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756



:: بازدید از این مطلب : 178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

به گزارش وبلاگ خبری و تحلیلی ساتلو، یکی از شهروندان روستای ساتلو به نام محمد خلیلی ساتلو با درخشش در دوره کارشناسی علوم ورزشی و بابه دست آوردن امتیازات لازم به عنوان دانشجوی استعداد درخشان دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان شناخته شد و بدون کنکور و با این سهمیه در رشته ارشد فیزیولوژی ورزشی در این دانشگاه مشغول به تحصیل شد. محمد خلیلی ساتلو



:: بازدید از این مطلب : 170
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

به گزارش وبلاگ خبری و تحلیلی ساتلو : در جریان  بازدید مهدوی بهمراه رضایی بخشدار خسروشاه از معابر و طرح های هادی اجرای شده در روستاهای تازه کند و ساتلو دیدن کردند.

فرماندار تبریز در این بازدید ساماندهی و اصلاح اصولی معابر روستاها،تامین روشنایی جاده ها دسترسی و اجرای طرحهای خدماتی در روستاها را از وظایف دهیاران و همراهی شوراها برای ارائه خدمات  به روستائیان دانست وگفت: برای حل مشکلات و ارائه خدمات بهتر به روستائیان از جمله اجرای طرح هادی مردم با دستگاههای خدمات رسان و دهیاران همکاریهای لازم را انجام دهند.

مهدوی با اشاره به اینکه ساماندهی و اصلاح بافت های سنتی موجود در روستاها و نحوه استفاده از زمینها  برای عملکرد های مختلف از قبیل مسکونی، زراعی در روستاها باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، افزود: ارائه خدمات رفاهی بیشتربه روستائیان از مهاجرت آنان به شهرها جلوگیری خواهد کرد.

وی درآخر با اشاره به اختصاص اعتبارات مناسب توسط دولت برای دهیاریها، گفت: دهیاریها نسبت به ساماندهی و پاک سازی ورودی روستاها همت بیشتری داشته باشند.ساتلو



:: بازدید از این مطلب : 169
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

یه زمانی یکی از تفریحاتم این بود که برم شهر کتاب و بین کتاب‌ها و دفترچه‌ها و رنگ‌ها و کاغذها بگردم و حظ کنم و یه عالمه چیز میز بخرم اما الان چند وقتی می‌شه که پام رو تو شهر کتاب نمی‌گذارم و فقط می‌رم «علمی». تو شهر ما دو تا شهر کتاب داریم. یکی سمت شیرینی‌سراست که یکی از همکلاسی‌های دوران دانشگاهم اونجا کار می‌کنه و نمی‌رم چون دختر خبرچینیه و همه‌ش باید مواظب باشم کار دستم نده و یکی دیگه هم نزدیک سینما آزادیه. اینی که نزدیک سینما آزادیه زودتر از اون یکی باز شده بود و یه زمانی خیلی گل کرده بود و دکوراسیون قشنگی داشت و همه چیز مرتب و منظم بود. مردم هم خیلی ازش استقبال می‌کردند. ضمنن فروشنده‌های مؤدبی هم داشت که خیلی خوش برخورد بودند. چند هفته پیش رفته بودم وسایل کارم رو بخرم دیدم فضاش چنگی به دل نمی‌زنه. از همه بدتر فروشنده جدید بود که مثل چی دنبالم راه می‌افتاد و به خیال خودش می‌خواست مراقبم باشه تا دزدی نکنم!!! یعنی من موندم ده تا دوربین تو فروشگاه کار گذاشتین دیگه این رفتارها چه معنی داره؟ همه اینها به کنار یه خرده به سن و سال آدم هم دقت کنید دیگه! انگار یه پسربچه چهارده پونزده ساله اومده خرید! هیچ چی نخریدم و اومدم بیرون و دیگه هم حاضر نیستم تو اون جهنم پا بگذارم. بعدتر فهمیدم همه دوستانم از محیط اونجا گله دارند و اصلن از اونجا خرید نمی‌کنند. و به همین راحتی و با ندونم کاری فروشگاهی که گل سرسبد بود تبدیل به مکانی متروک شد...



:: بازدید از این مطلب : 176
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

تو اینستاگرام یکی پست گذاشت دخترایی که سبیل می‌ذارن ضایع‌ترن یا پسرایی که ابرو بر می‌دارن؟ جواب دادم آدم فضول از هر دو تا ضایع‌تره!



:: بازدید از این مطلب : 179
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

 

نقاشی‌های مونه همیشه ساده به نظر می‌آن اما اصلن این طور نیست و برعکس، فرایند خلق آثارش خیلی پیچیده است. مونه هیچ وقت دنبال موضوع‌های عجیب و غریب نمی‌گشت و همین چیزهای معمولی که در اطراف ما وجود داره رو به شاهکارهای هنری تبدیل می‌کرد: طبیعت بی‌جان، ساختمون‌ها، جمع‌های خانوادگی، قطار و ... نگاه کردن به آثار مونه مثل گوش سپردن به آوای طبیعته. همون قدر سالم و دلنشین.



:: بازدید از این مطلب : 164
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

می‌دونین که در قرن بیست و یکم اگه سواد بصری نداشته باشید بی‌سواد به حساب می‌آین؟ یعنی دیگه مثل چند صد سال قبل سواد فقط به خوندن و نوشتن نیست.



:: بازدید از این مطلب : 172
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

يه چند بار وسوسه شده بودم گروه تلگرامي تشكيل بدم و از بچه‌ها بخوام یکی دو بار در هفته سر ساعت مشخص آنلاين شن و درباره هنر نقاشي و تصويرسازي با هم حرف بزنيم. درست مثل اين جمع‌هاي دوستانه‌اي كه به صورت هفتگي در آموزشگاه‌ها و كارگاه‌هاي هنري برگزار مي‌شه. مي‌خواستم درباره تاريخ هنر و سبك‌ها و هنرمندان و آثارشون گپ بزنيم و بعد از چند ماه اطلاعات خوبي رد و بدل شه، ولي بعد منصرف شدم چون تجربه ثابت كرده اكثر گروه‌هاي اينچنيني سرانجامي نداره و همه بعد از مدتي نسبت به هم طلبكار مي‌شن و فكر مي‌كنند وكيل وصي همديگه‌ان.



:: بازدید از این مطلب : 152
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید