نوشته شده توسط : amin7756

نویسندگان:

          دن گرابوسکی، بارن بران جنسن اینگرید ویالیینگ، میشله لوییز شیوتز

مترجم:

         دکتر محسن شمس

زیر نظر:

         دکتر علی اکبر سیاری دکتر شهرام رفیعی فر

یکی از چالشهای عمده در حوزه ی مراقبتهای سلامت، اطمینان از روشهای درمانی بین رشتهای، به ویژه انسجام و کیفیت در مراقبت از بیماران مزمنی است که تعداد آنها رو به افزایش است. بخش مهمی از درمان یک بیمار مزمن، ارائهی آموزش با هدف تقویت مهارتها و  تواناییهای بیمار برای سازگاری با شرایط خود است. آموزش سلامت به بیمار حوزه ای است که در حال حاضر چه از دیدگاه پژوهشی و چه به عنوان اساس بسیاری از برنامه های موجود آموزش بیمار، به خوبی توصیف نشده است.

یکی از نقاط قوت عمده در آموزش سلامت، ارائه ی محوری برای توجه به رویکردها و دیدگاههای مختلف پزشکی است. بر این اساس، آموزش سلامت میتواند روشهای درمانی و روانشناختی را با یکدیگر ترکیب کند و در بسیاری از برنامه های آموزش بیمار، برداشتهای متفاوت  را به یکدیگر  و کیفیت زندگی از مفاهیم مهمی مانند خودمراقبتی ارتباط دهد. بنابراین نیاز است تا پژوهش و مطالعه ی بیش تری برای تعیین اثربخشی انواع روشها و رویکردها و نیز تعیین نحوه ی کمک اصول آموزش سلامت به گسترش این حوزه، انجام شود.

گروههای هدف این کتاب، مدیران، برنامه ریزان و کارکنان حوزه ی سلامت هستند که در زمینه ی آموزش بیمار فعالیت میکنند.

دانلود کتاب



:: بازدید از این مطلب : 157
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

 بازدید مدیریتی ایمنی در واقع یک شیوه غیر رسمی براي صحبت با کارکنان صف مقدم ارایه خدمت در رابطه با موضوعات مربوط به ایمنی بیمار است و عزم بیمارستان را در ایجاد و برقراري ارتباط باز و فرهنگ سازمانی عاري از سرزنش به منظور ایجاد ایمنی بیشتر براي ارائه کنندگان کنندگان خدمات و بیماران بیماران در بیمارستان بیمارستان نشان می دهد ، بازدید ها با تأکید بر سیستم به جاي تأکید بر افراد بوده و حمایت مدیران ارشد را از گزارش خطا نشان می دهد. ضمنا"شایان ذکر است در صورت عدم تمایل افراد شرکت کننده در بازدید بعضی از موضوعات مورد بحث فقط در بین جمع حاضر محرمانه باقی می ماند.

 



:: بازدید از این مطلب : 157
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

خطاهاي پزشکی را می توان از دو دیدگاه کلی مورد بررسی قرار داد.

  1. دیدگاه سنتی یا رویکرد فردي به خطا: Person Approach

  2. دیدگاه جامع نگر یا رویکرد سیستمی به خطا: System Approach

اين دو رويکرد در موارد ذيل با يکديگر متفاوتند:

• نوع نگرش به علل و عوامل ایجاد کننده خطا

• نحوه مدیریت خطا

رویکرد فردي

بر اساس چنین استدلالی، در صورت وقوع خطا در یک عمل جراحی، بدون در نظر گرفتن علل و عوامل زمینه اي آن، تنها فرد پاسخگو جراح و در صورت رخ دادن هر گونه اشتباه در مصرف داروي بیماران تنها کسی که مؤاخذه می شود، پرستار خواهد بود.

1. به طور معمول برخورد اولیه با یک خطا، پیدا کردن فرد خطا کار و سرزنش کردن وي است.

2. رویکرد ساده ایست که طبق آن رخداد نامطلوب و علت ایجاد آن (فرد خطاکار) کاملاً مشخص است.

3. با تأکید بر این اصل که هر فردي به تنهایی پاسخگوي عمل خویش است.

4. این رویکرد داراي سابقه اي طولانی در دنیاي طبابت می باشد.

5. تمامی تلاشها براي کاهش خطا بر افراد و اقدام اشتباه صورت گرفته متمرکز است.

6. براي بهبود عملکرد افراد از روشهایی مانند ذیل براي فرد خطاکار، استفاده می شود.

• آموزش اجباري

• هشدار

• وضع قوانین

• تعیین مجازات

رویکرد سیستمی:

در این رویکرد به جاي سرزنش افراد خطاکار، به خطاها به عنوان پدیده هایی اجتناب ناپذیر که می توان از آنها جهت ارتقاء عملکرد سیستم بهره برد، نگریسته می شود.

بر خلاف رویکرد فردي به خطا که منحصر به یافتن فرد خطاکار و مجازات وي می باشد، رویکرد سیستمی کوششی در جهت تغییر سیستم به گونه اي است که احتمال وقوع خطا در آن کم شود.

براي این منظور، باید به بررسی و تحلیل عوامل زمینه اي تأثیر گذار بر پیدایش خطا در داخل سیستم پرداخت.

فاکتورهاي تاثیرگذار:

عواملی که در وقوع یا نتیجه حادثه غیر مستقیم تاثیر می گذارند.

فاکتورهاي مسبب (Causative Factors)

عواملی که مستقیما باعث ایجاد حادثه می شوند :

  • برطرف کردن این عوامل باعث جلوگیري وکاهش شانس ایجاد انواع مشابه حوادث در آینده می شود .

  • این عوامل نقش مهمی در آنالیز حادثه دارد.



:: بازدید از این مطلب : 147
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

RCA یا پروژه تحلیل ریشه ای چیست؟؟

بنا به تعریف  انیستیتوی پزشکی آمریکا خطا عبارت است از:

کوتاهی در اجرای کامل اقدامات برنامه ریزی شده یا استفاده از روش اشتباه برای رسیدن به یک هدف.

هدف اصلی و غایی حرفه پرستاری تامین بهبودی و سلامت بشریت است و تحقیق این امر نه تنها از طریق دستورالعمل های علمی ،بلکه با بکارگیری روش های صحیح اخلاق حرفه ای امکان پذیر و قابل دسترسی است.



:: بازدید از این مطلب : 160
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

تب کریمه کنگو یک بیماری حاد تب‌دار و خون‌ریزی دهنده است که از طریق گزش کنه یا تماس با خون یا ترشحات یا لاشه دام و انسان آلوده منتقل می‌شود. این بیماری در فصل‌های گرم سال از اواخر فروردین تا اواخر شهریور (زمان رشد و تکثیر کنه‌ها) شیوع پیدا می‌کند.

 



:: بازدید از این مطلب : 163
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

خدایا وقتی نگاهش میکنم دلم میشکنه، این همان مردی هست که ۱۵ سال پیش اینقدر عاشق من بود که وسط سمینارش منو با خودش آورد

خدایا چقدر ما عاشقانه با هم بودیم، چقدر به من احترام میگذاشت، الان چقدر ساکت و بی احساس شده

چقدر سریع داره خودش نابود میکنه

خدایا اگر اینهمه عشق دیده بودم، الان اینقدر از بی احساسی، سکوت و نابود شدنش اذیت نمیشدم

خدا هنوز یک دنیا دوستش دارم، با اینکه میبینم داره خیانت میکنه، با اینکه میبینم همه را به من ترجیح میده، با اینکه میبینم چقدر از من فاصله گرفته و من هیچ جایگاهی در ذهن و قلب اون ندارم

اما من دیوانه وار عاشق اون هستم

خدایا من از ۲۵ سالگی تا ۳۷ سالگی که الانم هست دیوانه وار دوستش داشتم

خدایا خیلی دلم گرفته، الان نشسته توی دفتر و داره هرویین مصرف میکنه، دیشب قرار بود بره کمپ د ، اما وسط جاده نمیدونم کدام ناکجا آباد رفت که صبح که به آقای د زنگ زدم گفت از دیشب زنگ زده میاد منتظرش هستم

گفت پول توی کارت هست، گفتم دیشب برات ۲ میلیون پانصد ریختم و برگشتم خونه

خواب بود، گوشیشو چک میکردم، تماس شماره های ناشناس دیدم، مثل همیشه ساقی

عکس های گوشیشو چک کردم، چه پاتوقی، چه میز پر از مشروبی، چه عکس زنی هم پشت سرش بود

خدایا دلم گرفته، بغض گلوم گرفته، خدایا وثیقه بابا به راحتی و بدون آبرو ریزی آزاد به

خدایا قلبم درد میکنه، فقط تو میدونی از دیشب که م گفت وثیقه بابا را ۳۰ روز دیگه ضبط میکنن اگر خواهر مرد برنگرده و نرود زندان چی کشیدم، نمازمو نفهمیدم چطور خوندم، دستهام میلرزید، چقدر گریه، چقدر التماس، چقدر صبح با استرس گذراندم تا اومد و حالا قلبم درد میکنه

خدایا وقتی دیدمش، خیلی حالم بهتر شد و دلم استوار شد

اگرچه، اون هرگز نفهمید و نخواهد فهمید من چه فشاری تحمل میکنم، چقدر هم بد و با سکوت و بداخلاقی گفت خواهرم میاد

خدایا کمکم کن



:: بازدید از این مطلب : 167
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

یادم قبل از این ابلاغیه احمقانه چقدر به خدا التماس می کردم حسادت از دل بشور و ببر، کینه را از دلم پاک کن، خدایا مادر ماری و خواهرش دارن میرن حج، خوش به حالشون، چقدر از رفتن مادرش و نفرین کردن و دعا کردنش می ترسیدم

اما ته دلم میگم اگرتموم هم بشه چه بهتر، شاید نفرین اون، دعا باشه در حق من

خدایا دیشب ساعت یک و نیم از خواب با صدای اس ام اس و زنگش پریدم، بهم بد و بیراه می گفت

می کفت تو مواد منو برداشتی، پدرتو در میارم، به جون خودش قسم خوردم من نکردم، به جون همهعزیزام قسم خوردم، زنگ زد با اس ام اس رد تماس کردم گفتم مرد، ساعت یک و نیم همه خواب هستند

دیگه ول کرد خداراشکر

از صبح رفتم کلاس، استادمون به خاطر بیماری پسرش نیامده بود با حال نزارم برای صبحانه اش نون گرفتم و 8 و بیست دقیقه رسیدم دفتر

خواب بود، خماری پس از شیشه، 24 ساعت خواب مداوم، تمام مدت نشسته روی زمین خوابیده بود و سرش روی مبل بود

دیروز ظهر جوری خوابش برد که دوبار براش غذا آوردم، بیدار میشد از گرسنگی فریاد میزد، قاشق به دهنش نرسیده خوابش می برد

با بدبختی ناهار خورد

فقط عصر ساعت 7 بلند شد هرویین مصرف کرد و من همون موقع برگشتم خونه....

بیدارش کردم گفت دارم از در کمر میمیرم، کمی آرام کمرش ماساژ دادم گفت صبحانه

داراز کشید روی زمین، زیر سرش متکا گذاشتم، صبحانه درست کردم خوابش عمیق بود، خیلی عمیق

کارمندها اومدن، حال پایین رفتن و صحبت با بچه ها را نداشتم، موبایلشو برداشتم هرچی شماره ناشناس بود که فکر رکدم ساقی باشه پاک کردم

شماره یک خانم هم بود بلاک کردم

موبایلش چندبار زنگ زد، همان ساقی بود از زندان کرج، بهنام، تا حالا براش 400 تومان ریختم

عکس هاشو با مرد دیدم توی موبایلش، بازم حالم بد شد، یک فیلم از خواب نشسته اش با موبایل خودش گرفتم، شاید بعدا ببینه حالش بد بشه

ساعت 11 بیدار شد، چایی درست کردم و خامه و عسل گذاشتم دهنش، نمی تونست یک لقمه هم بخوره، حالش جا اومد
یک کم خوابید بعد بلند شد شروع کرد به مصرف هرویین

و تماس با خواهراش برای مشکل م

انگار الان تازه زنده شده، وقتی خواب بود مثل یه مرده بود

 

 



:: بازدید از این مطلب : 152
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

از عوارض مصرف شیشه، عدم تمرکز، وسواس و فراموشی و خواب بی موقع هست، کلا زندگی فلح می کنه

دیروز با کلی قربون صدقه رفتن و بهش امید دادن، بعد از 5 ساعت مصرف هرویی و ور رفتن، خلاصه اومد ماشین از در شرکت بیاره بیرون که محکم بغل ماشین زد،هم تو رفت هم رنگش رفت و با عصبانیت و فحش دادن به من که حواسم به تو بود ، از جلوی چشمم دور شو، رفت

خوشحال بودم گفتم رفت که بره گرگان دنبال خواهرش، زهی خیال باطل، قبل از رفتن با اصرار وسط اتاق جارو برقی کشید، باعث شده تهمانده هرویینش و قرص های متادونش بره توی جارو، کل کیسه جارو برقی توی آشپزخونه خالی کرد قرصهاشو پیدا کرد اما هرویینش از بین رفته بود چون پودر بود

بله ایشان به جای گرگان یکراست رفته بودن یه خونه ساقی و تا ساعت 10 شب من فکر میگردم توی راه گرگان هست

بهش زنگ زدم، دیدم داره تازه دوباره میره دفتر، خدایا چقدر اعصابم بهم ریخت، تا اذان صبح هم دفتر بوده، اذان صبح دیگه راه افتاده بود

صبح رفیقش د زنگ زد چرا دردسترس نیست گفتم رفته گرگان گفت بگو بهم زنگ بزنه، بهش ساعت 11 زنگ زدم داد و بیداد کرد خواب بودم از خواب پریدم شاهرود هستم

تحمل کردم، ساعت 4 عصر دوباره زنگ زدم فحش و داد و بیداد که من شاهرودم خواب بودم

قطع کردم، قاطی کرده بودم، گریه میکردم و بلند بلند از خدا کمک می خواستم، خدایا کمکم کن، خدایا ببخش وقتی عصبانی بودم کفر گفتم، خدایا از مکه رفتن مادر و خواهر ماری میترسم، همش میترسم اینها گنار قبر روسل الله یا توی خونه خودت یا منی و عرفات منو نفرین کنن
خدایا خیرخواهی همین ها منو به اینجا رسوند، عجز و ناله و نفرین و آه کشیدن اینها بود که من کتک خوردم، از دفترم بیرون شدم و....

خدایا تو شاهد تهمت های ماری به من هستی، من فقط سکوت کردم و اینو بین خودم و خودت نگه داشتم

مرد اجازه نداد من حتی بهش بگم، به جای تنبه کردن اونا دهن منو بست و  حتی ماری بردش رستوران، حتی ماشین به اسمش کرد، خدایا تو منو تنها نزار

خدایا اینها میهمان تو هستن، حق داری دعای اونها رامستحاب کنی، اما این بنده گنهکار سراسر تقصیر را هم ببین، به جز تو هیچ پناهی نداره، سراسر وجودش پر از ترس و نا امیدی و خشم و استرس هست

دیشب دادشم فایل صوتی ضبط شده مکالمه دادسرا که اخطار داده بود م تحویل بدیم برام توی واتس آپ فرستاد برای مرد فرستادم گفت با خواهر و برادرش هم تماس گرفتن

خیلی آرام دیشب مشکل وثیقه را به مامان گفتم و هی به همه امیدواری دادم مرد رفته دنبال خواهرش تا بیاره و تحویلش بده

غافل از اینکه همون موقع معلوم نبود خونه کدوم ساقی داشته شیشه میزده

خدایا، نمی دونم دیگه واقعا به ته خط رسیدم، نفرت و حسادت و ... از ماری، از خواهرش، عقده مصرف مواد مرد، فشار همه چیز منو داره از پا درمیاره،

خدایا همیشه تو را تنها حامی خودم میدونستم، سخت ترین روزهای زندگی خودم در دستهای تو دیدم، خواهش میکنم این روزها که نمی دونم عقوبت هست یا امتحان ، بیشتر از هر زمان دیگه ای به حضور تو، عفو و بخشش تو و معجزه تو نیاز دارم

خدایا من خیلی اشتباه کردم اما تو تنها کسی هستی که میشه ازش طلب بخشش کنم و به اون امید داشته باشم

خدایا من خیلی اشتباه کردم و فقطتو می تونی منو ببخشی و باز هم آبروی منو حفظ کنی

خدایا منو وسط این جنگ و یرانی تنها نزار



:: بازدید از این مطلب : 177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756
از اینکه هیچوقت وقت نمی شه که کارایی که می خوام و بکنم خسته ام از اینکه باید هی به تعویق بیوفتن از اینکه می گم خب الان نمی شه الان چیزای مهم تری هست که باید بهشون رسیدگی کنم چیزایی که برای من مهم نیست اما بدون اونا تو جامعه ی الان ما نمی شه جلو رفت راه و سخت می کنه اگه مثلا مدرک دانشگاه نداشته باشی اگه مثلا مدرک زبان نداشته باشی و هزار تا اگه ی دیگه که واسه من نمی زاره که به کارای دلخواهم برسم نمی دونم شاید دارم چرت می گم و کلا فقط دارم بهونه می یارم حتی خودمم نمی دونم که کدومشه اما این و می دونم که بعضی کارا هیچوقت نمی شه که بشه انگار زمین و زمان دست به دست هم می دن که اون کاره نشه آدم و خسته می کنه این کارای نشده این اتفاقای نیافتاده که آدم پیش خودش می گه بابا تو یه بار درست شو من لااقل دلم خوش باشه پس فردا خواستم واسه خودم حتی یاداوریش کنم دلم خوش باشه یه بار کاره رو غلطک بوده یه بار همه چی سر جای خودش بوده شایدم خیلی ایده آل دارم نگاه می کنم زندگی هیچوقت اونقدر کامل نمی شه که اگه می شد احتمالا آسمون به زمین می اومد ...والا 



:: بازدید از این مطلب : 164
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756
خدایا خدایا بزار کمی راحت باشم رحمی کن بر من

وقتی از اینکه کسی به جای اینکه بهت بگه تو می گه شما ناراحت شدی بدون تو دردسر بزرگی افتادی

دلم زمین می خواد 



:: بازدید از این مطلب : 165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید