نوشته شده توسط : amin7756
اینم کلاس هشتم

خدایا بزرگ شدم نفهمیدم چی شد؟

قد کشیدم قد بابام. 

فکر کنم میخام مرد شه م



:: بازدید از این مطلب : 148
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756
Yes that is right dears I can resly spesk.

:: بازدید از این مطلب : 154
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

   در آغاز راهی به درازای عمرم هستم. کمی توشه و همراهی بزرگ دارم نمی دانم می شود به او اعتماد کرد ؟ میشود دورنگاه او را به مقصدمان باور کرد؟ جیلی مصمم و قاطع است البته کمی از زور پدر بودنش سوءاستفاده میکند.نه اینکه آزارم دهد نه ...ولی.... هیچ کس و هیچ ایده ای نمی تواند جلودارش باشد . همین اقتدار و اطمینانش مرا تسلیم کزده است.

  آری با اقتدار و با آگاهی از توشه ناچیز من در ریاضی و فن و تکنیک ...تنها به کمک پدر توانا و قاطعم رشته ریاضی و فیزیک را برای آینده ام برگزیدم.

  



:: بازدید از این مطلب : 158
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

گفتم دارم هدف و نوع زندگی آینده ام را  رقم میزنم. گفتم پدرم با کوله باری از تجربه شخصی خودش نمی خواهد اشتباهات خودش بوسط من تکرار شوند و من را به دنیای فن و بکنولوژی با انتخاب رشته ریاضی هدایت کند. الان به شدت داریم برای رسیدن به آن مبارزه میکنیم. هر شب ریاضی ...هرشب دعوا و داد و قال ...خلاصه یه وضعیه.....با این همه دوسب دارم ببینم چی میشه...



:: بازدید از این مطلب : 133
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

شاید اگه یه فصل دیگه ای بود
شاید اگه برگا صدا نمی داد
صدای قلبمو نمی شنیدی
عشق به ما این جوری پا نمیداد

 

من که میگم درختا عاشق شدن
گردش فصلا و خزون بهانه ست
فرقی نداره تو بهار یا پاییز
چتر یه اختراع احمقانه ست

 

پاییز امسالو قدم میزنم
تمام شهر و کوچه هاشو با تو
خیابونا بلنده خسته میشی
از کمدت درآر کتونیاتو

 

قراره باز بخندی کورم کنه
برق سفید خنده ی مرمریت
قراره که دوباره بعد بارون
عینکمو پاک کنی با روسریت

 

یکی باید باشه شبا نذاره
غصه و تنهایی مزاحمت شه
یکی باید باشه برات بیاره
مسکناتو، اگه لازمت شه

 

یکی باید باشه که قبل خوابت
موهای نسکافه ایتو بو کنه
بلد باشه دست بکشه رو موهات
بلد باشه خوابتو جادو کنه

 

گفتنیا رو گفتم و شنیدی
حالا خودت بشین حساب کتاب کن
اگه ی روزی غم اومد سراغت
رو قلب ساده ی منم حساب کن

 

این اولین پاییزه که دارمت
خیابونا قراره زیبا بشه
باید ی پالتو بخرم تو جیباش
دستای کوچیک تو ام جا بشه


 



:: بازدید از این مطلب : 148
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

سکّه‌ی این مهر از خورشید هم زرین‌تر است
خون ما از خون دیگر عاشقان رنگین‌تر است

رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت
می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است

ما چنان آیینه‌ها بودیم، رو در رو ولی
امشب این آیینه از آن آینه غمگین‌تر است

گر جوابم را نمی‌گویی، جوابم کن به قهر
گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین‌تر است

سنگدل! من دوستت دارم، فراموشم نکن
بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین‌تر است



:: بازدید از این مطلب : 149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

حس ششم زنانه
حس بویایی نیست ،
اما می تواند
عطر حضور یک زن را
در خاطرات نزدیک تو احساس کند .

حس ششم زنانه ،
حس چشایی نیست،
اما می تواند بفهمد ،
طعم کدام " دوستت دارم "
زیر زبانت مزه کرده است .

حس ششم زنانه ،
حس لامسه نیست .
اما گرمای دست کسی را غیر خودش ،
در دستهایی که مدتهاست برایش سرد شده ،
خوب احساس می کند .

حس ششم زنانه ،
حس شنوایی هم نیست .
اما می تواند کوچکترین نجوای محبتی را
که ، زیر گوشت خوانده شده ، بشنود .

حس ششم زنانه،
حس بینایی نیست .
اما چشم بسته هم می تواند ببیند ،
قلبت دارد برای چه اسمی ،
تندتر از قبل می زند ....
...

حس ششم زنانه .
لعنت به حسی که نمیتوان آن را کور کرد .
کر کرد.
زبان برید .
حسی که
نمی توان انکار کرد از بس آشکار است .
لعنت به حس ششم زنانه که از صدها بازپرس
دقیق تر می تواند،
مچ تو را بگیرد .
و تو ،
 می خواهی حس ششم زنانه را
به زندان سکوت محکوم کنی .

 


شبنم نادری



:: بازدید از این مطلب : 177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌ کنی

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه می‌ کنی؟

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌ کنی

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می ‌کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی

عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی


 



:: بازدید از این مطلب : 149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

وقتش رسیده مثل من امروز برداری
آن قاب عکس کهنه را از کنج انباری

با آستینت خاک هایش را بگیری باز
بر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاری

دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو !
دستم معطر می شود وقتی که می باری

دیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اول
اصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟

دیگر نپرس از فکر من این روزها، قطعا
من هم به آن چیزی می اندیشم که تو ... آری !

ترکت نخواهم کرد من با اینکه می دانم
سیگار قلابی برای ترک سیگاری . . . .


 



:: بازدید از این مطلب : 161
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

اگر باید زخمی داشته باشم
که نوازشم کنی
بگو تا تمام دلم را
شرحه شرحه کنم

زخم‌ها زیبایند
و زیباتر آن‌که
تیغ را هم تو فرود آورده باشی
تیغت سحر است و
نوازشت معجزه
و لبخندت
تنظیفی از فواره‌ی نور
و تیمار داری‌ات
کرشمه‌ای میان زخم و مرهم

عشق و زخم
از یک تبارند
اگر خویشاوندیم یا نه

من سراپا همه زخمم
تو سراپا
همه انگشت نوازش باش”

 



:: بازدید از این مطلب : 182
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید