امشب مابه طراویح رفتیم . همراه با یک دوست دیگر آن دوست نماز نمی دانست ومن به او گفتم که نمازت را درست بخوان حرف نزن و اطرافت را نگاه نکن قول دادم که نماز خواندن را به او یاد بدهم
امسال هم سال تحصیلی جدید با شادی فراوان در حیاط مدرسه با جشن کوچکی آغاز شد. خدایا چقدر خوشحال بودیم چقدر زیبا بود همه دوستهای خود را پیدا می کردند و همدیگر را بغل می کردند. وااااااااااااا خدایااااااااااااااااااا
یک روز پدرم به من گفت که می خوا هی همکار من شوی ؟ گفتم بله همان روز که پدرم به من گفت یک پسری باپدرش امده بود ومی خواست شاگرد پدرم بشه ان پسر اسمش مهدی بود منو مهدی دوستان خوبی باهم هستیم الان برای این است که اینقدر سایت من زیبا شده بخاطر اوست من از او خیلی ممنونم
امروز سکوت شهر مارا پوشا نده بود فردا هم روز ری دادن مردم به کاندیدها بود.انشلا که بهترین شورا های شهر وروستا ها انتخاب شود وبهترین و لیا قت دارترین ان ها برگزیده شود
بالاخره کلاس ششم هم شدیم امسال سال خوب درس خواندن چونکه باید در امتحان نمونه دولتی قبول بشم بنظر شما من قبول بشم اگه اره نظر بدید من دوست دارم قبول بشم
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید