نوشته شده توسط : amin7756

سوگ یا داغدیدگی (grieve) عبارت از از دست دادن یکی از عزیزانی که کودک دلبستگی به او داشته است. بنابراین در سوگ فرد دچار نشانگاه جسمانی و روانی می گردد. کودکان هم مثل بزرگسالان این احساس را تجربه می کنند اما ممکن است نمود رفتاری و شناختی آن با بزگسال متفاوت باشد. معمولا سوگ طی یک دوره شش ماه رو به افول می گذارد اما اگر فرایند سوگ درمان نشود ممکن است فرد داغدیده وارد فاز افسردگی شود. سوگ با افسردگی چند تفاوت اساسی دارد که به شرح ذیل می باشد:

1- عاطفه غالب در سوگ احساس تهی بودن و فقدان است در حالی که در افسردگی عاطفه غالی خلق افسرده مداوم است و فرد نمی تواند انتظار شادی یا لذت داشته باشد.



:: بازدید از این مطلب : 155
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

سوگ یا داغدیدگی (grieve) عبارت از از دست دادن یکی از عزیزانی که کودک دلبستگی به او داشته است. بنابراین در سوگ فرد دچار نشانگاه جسمانی و روانی می گردد. کودکان هم مثل بزرگسالان این احساس را تجربه می کنند اما ممکن است نمود رفتاری و شناختی آن با بزگسال متفاوت باشد. معمولا سوگ طی یک دوره شش ماه رو به افول می گذارد اما اگر فرایند سوگ درمان نشود ممکن است فرد داغدیده وارد فاز افسردگی شود. سوگ با افسردگی چند تفاوت اساسی دارد که به شرح ذیل می باشد:

1- عاطفه غالب در سوگ احساس تهی بودن و فقدان است در حالی که در افسردگی عاطفه غالی خلق افسرده مداوم است و فرد نمی تواند انتظار شادی یا لذت داشته باشد.



:: بازدید از این مطلب : 188
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته

از برتراند راسل* می پرسن: 

"چرا یه مذهبی می ترسه نسبت به اعتقاداتش شک کنه؟" 

برتراند راسل جواب میده: "چون همیشه با خودش فکر میکنه چجوری می تونم به تاول های کف پام بگم تموم مسیری رو که اومدم اشتباه بوده؟"

این یه مصیبت بزرگه که اکثر آدما گرفتارش میشن. نه فقط توی حوزه دین و مذهب. توی همه اعتقادات، باورها، دوست داشتن ها و نفرت ها.وقتی آدما برای یه چیزی هزینه میدن، وقتی کلی از وقت و انرژیشون رو میذارن روی یه چیزی، دیگه حتی به ذهنشون هم نمی رسه که ممکنه چیزی که این همه از وقت و انرژی و پول و عمرشون رو گرفته، اشتباه باشه. 

مثل سربازی که پاهاش رو توی جنگ از دست میده. هیچ وقت نمی تونه به این مسئله فکر کنه که اصلن شروع اون جنگ شاید اشتباه بوده. چون تموم هویت و وجودش رو از اون جنگ می گیره و اگه بخواد به درستی یا غلطی اون جنگ فکر کنه، تبدیل میشه به یه موجود بی هویت. به یه موجود بی گذشته. به هیچ تبدیل میشه. چون برای جنگ هزینه داده.

 مثل زن یا مردی که برای شریک زندگیش کلی هزینه کرده و الآن دیگه نمی تونه به این فکر کنه که شریک زندگیش، واقعن اونی نیست که فکرشو می کرده. 

مثل کسی که چند ترمه داره یه رشته ای رو توی دانشگاه میخونه و کلی وقت و هزینه صرف کرده و میبینه انتخاب این رشته نتونسته رضایت براش به همراه بیاره؛ ولی جرئت ترک اون رشته و شروع یه رشته دیگه رو نداره. 

مثل کسی که بعد از یه عمر زندگی، می فهمه این سبک زندگی مناسبش نیست، ولی جرئت تغییرشو نداره. چرا؟ چون براش هزینه داده.

نمی دونم. ولی کاش آدما می تونستن هویت خودشون رو از اتفاقات روزگار و عقایدشون تفکیک کنن که اگه یه وقت فهمیدن اون عقاید اشتباه بوده، بی هویت نشن. 

کاش آدما هر جا که به عقیده ها، باورها، دوست داشتن ها و تنفرهاشون شک کردن همون جا ترمز می کردن، بی خیال تاول های کف پاشون می شدن و می گفتن جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته.  کاش..



:: بازدید از این مطلب : 153
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756



:: بازدید از این مطلب : 141

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756


سخنان مهم آیت‌الله علوی بروجردی، 

نوۀ مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی به مناسبت ۴٠ سالگی انقلاب:

بعضی از ما دورۀ پهلوی را با همۀ خصوصیاتش دیده‌ایم و درک کردیم و تمام تحولاتی هم که به پیش آمدن انقلاب منجر شد می‌دانیم و امروز چهل سال گذشته است.

در زمان مرحوم آیت الله بروجردی می‌خواستند جنازۀ رضاخان را در قم دفن کنند، آیت الله بروجردی گفت نمی‌شود. گفتند جنازه را به قم می‌آوریم و فقط دور حرم حضرت معصومه طواف می‌دهیم منتها آقایان محبت کنند تجلیلی از رضا شاه بشود. مرحوم بروجردی نپذیرفتند و حتی دستور دادند کسی از خانه‌اش بیرون نیاید. یک عده نظامی آمدند و جنازه را در حرم چرخاندند و بردند.


اما امروز بعد از ۴٠ سال در جمهوری اسلامی می‌بینیم در همین قم، عده‌ای به خیابان می‌آیند و شعار "رضاخان روحت شاد" می‌گویند.


ما به کجا رفتیم؟ به کجا می‌خواهیم برویم؟ به کجا داریم می‌رسیم؟ این فاصله‌ها را می‌خواهیم چه بکنیم؟ چرا مردم را درک نکردیم؟ چرا مردم را درک نمی‌کنیم؟ چرا به مردم بها نمی‌دهیم؟ چهل، سن بلوغ و کمال است


در همیـن قم، یک آقایی از اراک آمده و گفته می‌خواهد عمامه از سر بکشد. یک قمه یا چاقو هم داشته آن وقت دستش به کی رسیده؟! به دو تا پیرمرد در خیابان که زده و مجروح‌شان کرده، این اتفاق یعنی چه؟! به چه مناسبت باید این اتفاق بیفتد؟! اینکه بگوییم چون مواد مخدر مصرف کرده درست اما مسالۀ اساسی این است که چرا او بعد از مصرف می‌آید قم تا آخوند بکشد؟! ما چرا راجع به اینها فکر نمی‌کنیم و متوجه فاصله‌ای که بین خودمان و مردم افتاده نیستیم؟!


نمی‌شود مردم هم گرسنه باشند و هم به ما اطمینان داشته باشند و هم از مردم طلبکار باشیم، چرا این کار را می‌کنید؟!


مسائل اساسی فراموش شده و فقط به حاشیه‌ می‌پردازیم. حجاب واجب است قبول، اما آیا اینقدر که در خیابان‌ها با بدحجابی مقابله کرده‌ایم با این دزدی‌ها و اختلاس‌های عجیب و غریب که اتفاق می‌افتد هم برخورد می‌کنیم؟!


این انقلاب چهل سال پیش با رهبری یک مرجع تقلید شکل گرفت اما زحمات هزار و چهارصد سالۀ علما آبرو و سرمایه این انقلاب شد. شما را به خدا بیایید در آستانه چهل سالگی بیش از این سرمایه مصرف نکنیم، آدم عاقل سرمایه را خرج نمی‌کند، سرمایه را به کار می‌اندازد و از سودش بهره می‌برد.
 مردم از ما توقع دارند اگر عدل علی را هم ارائه ندهیم لااقل شباهتی به علی داشته باشیم.

ما بعد از چهل سال باید دربارۀ عملکردمان به مردم جوابگو باشیم.


کانال قوانین شاهد
@ghavanineshahed  
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌



:: بازدید از این مطلب : 151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756


ادغام دين و سياست يا اختلاط امامت و خلافت
 
اولين مسئله و مصيبتی كه مسلمانان بعد از رحلت فرستاده‌ی خدا در سقيفه بنی‏‌ساعده با آن رو به رو و جدای از يكديگر شدند- كه هنوز هم ادامه دارد- بر سر جانشينی سياسی پيغمبر يا حكومت بر امت بود كه به‌زودی طرفين دعوی برای مشروعيت دادن به قدرت‌شان و به كرسی نشاندن نظرشان، دين و خدا را وارد ماجرا كردند: رسول مكرّم فرموده بود:
«لِكُلِّ اُمَّةٍ فِتْنَةٌ وَ فِتْنَةُ اُمَّتی اَلْمُلْكْ»،
هر امتی را فتنه و آفتی است و فتنه امت من «مُلك» است و نزاع بر سر حكومت و قدرت.
 
عمل علی‏‌بن‏‌ابي‌طالب(عليه‏‌السلام) و يازده فرزندش كه بنا به توصيه‏‌ها و دلالت‌های رسول خدا و عملكرد و تجربه‏‌های بعدی خودشان حقاً و عملاً جانشينان شايسته‌ی بانی اسلام در حفظ و فهم و هدايت دين و رهبری مسلمانان در امر آخرت و خدا بودند و بيش از هر كس صلاحيت و مديريت لازم را داشتند، بهترين شاهد و دليل است.
می‏‌بينيم علی‏‌بن‏‌موسی‏‌الرضا(ع)- امام هشتم- علی‌رغم اصرار مأمون، زير بار خلافت نمی‏‌رود و ولايتعهدی را بنا به مصالحی، فقط به‌صورت ظاهری و با خودداری از هرگونه دخالت و مسئوليت قبول می‏‌نمايد. در صورتی كه اگر امامت او همچون نبوّت جدّش ملازمه‌ی قطعی- يا ارگانيك و الهی- با حكومت و در دست گرفتن قدرت می‏‌داشت، آن را قبلاً اعلام و اجرا می‏‌نمود. كما آن كه پدربزرگ بزرگوارش (امام جعفر صادق) وقتی نامه‌ی ابومسلم خراسانی، شورش‌گر نامدار ايرانی، عليه بنی‏‌اميه را دريافت می‏‌دارد كه از او برای در دست گرفتن خلافت دعوت و تقاضای بيعت نموده بود، جوابی كه امام به نامه‏‌رسان می‏‌دهد، سوزاندن نامه روی شعله‌ی چراغ است.

" آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، مجموعه آثار جلد ۱۷ "



:: بازدید از این مطلب : 149

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

در صندلی نجات خلبان چه چیزهایی هست؟


آیا می دانید به همراه یك صندلی اجكت(صندلی نجات خلبان هواپیمای جنگنده) چه چیزهایی وجود دارد؟

2- شكلات

3-یك كلت

4-یك كلت منور


5- یك قایق بادی مخصوص دراپ در آب.

6-یك قلاب ماهی گیری.

7-یك دستگاه شبیه كباب پز برای طبخ غذا.

8-یك پودر مخصوص كه اگر خلبان در آب دراپ كند با ریختن آن پودر كوسه ها دور می شوند.

9-بسته ی كمك های اولیه

10-چاقوی معروف و بسیار تیز MC 1 كه حتی قادر به بریدن مفتول فلزی می باشد.

11-آینه برای علامت دادن در روز

12-یك تشك بادی كه اگر خلبان بالای جنگل دراپ كند.این تشك اطراف بدن او را می پوشاند تا به خلبان آسیبی نرسد.

13-قرص تصفیه آب

معروف ترین شركت سازنده ی صندلی اجكت شركت Martin Backer می باشد.

 



:: بازدید از این مطلب : 136
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756


دکتر بحرینی:


"سیستم "


 شما وقتی به بانک مراجعه می‌نمایید و قصد واریز پول به یک حساب خاص دارید، چکار می‌کنید؟
آیا دنبال فردی می‌گردید که آدم خوبی باشد و با ایمان و امین و مطمئن؟
یا این‌که بدون تحقیق به یکی از صندوق‌ها مراجعه نموده و صندوق‌دار زن باشد یا مرد، با حجاب یا بدون حجاب، پیر یا جوان، سبیل داشته باشد یا ریش به اندازه کف دست، خندان باشد یا در حال ذکر دعای ابوحمزه و... پول را به او می‌دهید و یک کاغذ کوچک ماشین شده از او می‌گیرد بدون امضاء سه شاهد؟
مسلماً قسمت دوم صحیح است.
یعنی شما اصلاً به صندوق‌دار کاری ندارید، بلکه به بانک مورد نظر توجه دارید.
این یعنی چه و چه موضوعی را مشخص می‌کند؟
این موضوع به ما می‌گوید سیستم باید درست باشد و در سیستمِ درست، اصلاً فرد مهم نیست.
مهم نیست شما ارمنی باشید یا یهودی یا سنی و یا شیعه؟
مهم نیست نماز شب می‌خوانید و مهر را داغ کرده بر روی پیشانی گذاشته‌اید و یا نه یقه‌باز هستید و سبیل‌هایتان وارد دهانتان می‌شود!
مهم این است که در وقت اداری در یک سیستم سالم و بدون نقص و در چهار چوب مقررات یک مجموعه مورد اطمینان مشغول فعالیت هستید!
وقتی بر روی صندلی انتظار نشسته‌اید و خانمی خوش صدا شماره‌ی در دست شما را می‌خواند و شماره صندوقی که باید به آن مراجعه کنید، اصلاً به چهره و حرکات آن صندوق‌دار نگاه هم نمی‌کنید و پول خود را به هر اندازه تحویل داده و یک کاغذ کوچک دریافت نموده و چه بسا که همان کاغذ را در اولین سطل اشغال می‌اندازید؛ چرا؟
چون آن فرد برای شما مهم نیست و حتی آن رسید نیز برای‌تان مهم نیست؛ چرا؟
چون شما به سیستم بانک‌داری آن بانک مورد نظرتان اطمینان دارید!
پس مهم سیستم است؛ سیستم باید درست باشد!
در یک سیستم سالم، فرد ناسالم هم به‌مرور درست می‌شود و یا مجبور به ترک سیستم می‌گردد.
در یک سیستم معیوب، فردِ نماز شب‌خوان، غار علی‌صدر را به سالی کمتر از یک میلیون تومان کرایه می‌دهد!
در یک سیستم سالم، کاری نداریم که کارمند آن مجموعه، در زمان استراحتش، کنسرت گوگوش را تماشا کرده و یا در هیأت مسجد سیدها، آش نذری خورده، بلکه به سیستم اطمینان داریم!
پس تاکید می‌کنم سیستم سالم؛ سیستم درست؛ سیستم دارای چهار چوب!

و ما در چهل سال، تمام توجه خود را به فرد سالم معطوف نموده‌ایم و این افراد سالم که هر کدام قیمتی داشته‌اند، خود را کمی گران‌تر یا ارزان‌تر فروخته‌اند.
در سیستم معیوب، سرداری زمین‌های شهر را بین چند نفر که سابقه درخشان حتی آزادگی و جانبازی داشته‌اند تقسیم می‌نماید تا در سال آینده به کاخ گلستان برود و آن یکی هم حقوق‌های نجومی را از سفره حلال و زلال، ارث انقلابی پدر خود می‌داند و یک رئیس‌جمهور انقلابی نیز از بیت‌المال، دانشگاه ایرانیان خود را تاسیس می‌کند!
اما در یک سیستم سالم، آن بت پرستی که سرپایی جیش می‌کند و در حمام هم نمی‌گوید: «غسل جنابت به‌جا می‌آورم قربتاً الی‌الله» هنگامی که دوستش از موقعیت او کوچک‌ترین سوءاستفاده‌ای می‌کند، با گریه از رسانه ملی نه میلی خود، از مردم عذرخواهی می‌کند و سریعاً فرد متخلف توبیخ و جبران خسارت می‌شود و از «یاشار سلطانی» که شاید در آنجا معروف به «اوزاکی نیو یاشار» باشد، تشکر و قدردانی می‌شود!
پس بیاید توجه خود را معطوف به سیستم کنیم!
بیاید دست در دست هم داده و با بازنگری قوانین و مقررات، سیستم پاک و سالم و کارآمد و درستی را پایه‌گذاری کنیم.
هیچ اشکالی ندارد؛ می‌توانیم حتی در قانون‌اساسی بازنگری و رأی مجدد اصلاحات را از ریشه انجام دهیم.
بذر نفاق و دو دستگی و دشمنی را ممنوع کنیم و بذر امید و سازندگی و توسعه و پیشرفت را در سیستم پاک و کارآمد و سالم پایه‌ریزی کنیم.
و یادمان بماند فردگرایی در کشورهای توسعه یافته مردود است...
می شود در یک سیستم، سالم دیندار واقعی هم باشیم .

 



:: بازدید از این مطلب : 141
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

«تمدن»

قبلا شنیده اید که یک ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺧﻮﺩ، ﺳﻴﻤﯽ ﺑﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ یکﻫﺰﺍﺭﻡ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ تولید و ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺭﻗﻴﺒﺶ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻴﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﻣﻨﻈﻢ ﺳﻮﺭﺍﺥ و سه سیم نازک تر از داخل آن رد ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
شگفت انگیز بود، نه؟!!!

ﺍﻣﺎ ﺁن هایی ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ﺷﻜﻮﻩ ﺗﻤﺪﻥ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊیک ﺁﻥ ﺑﺮﻣﯽﺧﻴﺰﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﻧﺪﻳﺸﯽ ﻭ ﺳﻄﺤﯽﻧﮕﺮﯼﺍﻧﺪ.

ﺗﻤﺪﻥ، ﻳﮕﺎﻧﻪ ﻛﺎﻻﻳﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﻧﻤﯽﭘﺬﻳﺮﺩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ یک ﻣﻠﺖ ‏«ﺗﻮﻟﻴﺪ‏» ﺷﻮﺩ. ﺍگر ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻠﺖﻫﺎ ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ.
ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ را ببینید ﻛﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻣﺪﻝ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎﯼ ژاپنی ﺑﺎ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺁن ها ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﻗﺪﺭﺕ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺧﻴﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﭼﺸﻢ بادامی های ﮊﺍپنی، ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﻼﻝ ﻭ ﺷﻜﻮﻫﺶ، ﯾﮏ ‏«ﻓﺮﻉ» ﻛﻮچک ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

‏«اصلِ» ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻳﺎﻟﺖ ﺍﻭﺯﺍﻛﺎ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﻳﺎﻓﺖ، ﺩﺭ ﻭﻳﺮﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﺩﻟﺨﺮﺍﺵ ﺍﻳﺎﻟﺖ ﻓﻮﮐﻮﺷﻴﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺘﻤﺪّﻧﺎﻧﻪ ﺁﻭﺍﺭﮔﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﯽ ﻣﺨﻮﻑﺗﺮﻳﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻗﺮﻥ، ﻣﻨﻈﻢ ﻭ ﺗﻤﻴﺰ ﺩﺭ ﺻﻒ آﺏ ﻣﯽﺍﻳﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﯽﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﻧﺎﺳﺰﺍ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩ، ﺁﺏ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭِ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ یک ﻛﺸﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ، ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻄﯽ ﻛﺎﻣﻼ ﻋﺎﺩﯼ، ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﯽﻛﻨﻴﻢ، ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺗﻤﺪﻥ ﻧﻤﺎﻳﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻓﻴﻠﻢﻫﺎ ﻭ ﻋﻜﺲﻫﺎﯼ ﺧﺒﺮﯼ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭ ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ ﻭﻳﺮﺍﻧﮕﺮ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ، یک ﺻﺤﻨﻪ ﺩﺭﮔﻴﺮﯼ، ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ، ﻫﺠﻮﻡ، ﻏﺎﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ، ﻭَﻟَﻊ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ کمک‌های ﺍﻋﻄﺎﻳﯽ، ﺑﯽﻧﻈﻤﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻭ ﺟَﺰَﻉ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﯽﺷﺪ.

ﻳﻜﯽ ﺍﺯ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼﻫﺎ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﺍﺕ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺩﺍﺩ:

۱ - ﺻﻔﻮﻑ ﻣﻨﻈﻢ ﺁﺏ ﻭ ﻏﺬﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﻴﭻ ﺣﺮﻑِ ﺯﻧﻨﺪﻩ ﻳﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﺸﻦ.

۲ - ﻫﻴﭻ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ۹ ﺭﻳﺸﺘﺮﯼ ﺁﺳﻴﺐ ﻧﺪﻳﺪ، ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺎﺭﺕﻫﺎ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ ﻭ ﻭﺭﻭﺩ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ. (مدیریت پیشگیری)

۳ - ﻏﺎﺭﺗﮕﺮﯼ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪ. ﺯﻭﺭﮔﻮﻳﯽ ﻳﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺑﻮﺩﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪ. ﻓﻘﻂ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﻮﺩ. (مدیریت انتظامی)

۴ - ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻧﻴﺮﻭﮔﺎﻩ ﺍﺗﻤﯽ ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﻧﺸﺖ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﺍﻛﺘﻴﻮ، ﺑﺎ اﺯ ﺟﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ خنک ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻨﺪ. (مدیریت بحران)

۵ - ﺣﺘﯽ یک ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﺷﺪﻳﺪ ﻳﺎ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﯽﺷﺪ. ﻣﺼﻴﺒﺖ ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻃﻤﺄﻧﻴﻨﻪ ﺑﻮﺩ. (مدیریت روانپزشکی)

۶ - ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺍﻗﻼﻡ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻬﻴﻪ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﺏ ﻭ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺑﺮﺳﺪ. (مدیریت تدارکات)

۷ - ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﭘﻴﺮ ﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥﻫﺎ ﻗﻴﻤﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩﻧﺪ. (مدیریت اجتماعی)
ﺧﻮﺩﭘﺮﺩﺍﺯﻫﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺤﺎﻓﻆ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ!!!

۸ - ﻫﻤﻪ ﺩﻗﻴﻘﺎً ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ! (مدیریت مانورهای عملیاتی)

۹ - ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﺤﺘﺎﻁ ﻭ ﺩﻗﻴﻖ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵﻫﺎﯼ اﻟﺘﻬﺎﺏﺁﻓﺮﻳﻦ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺁﺭﺍﻡﺑﺨﺶ ﭘﺨﺶ ﻣﯽﺷﺪ. (مدیریت ارتباطات و رسانه ها)

۱۰ - ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺩﺭ یک ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺪ ﺳﺮﺟﺎﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﺭﺍ ترک ﻛﺮﺩﻧﺪ. (مدیریت اجتماعی)

"ﺍﻳﻦ "ﻫﻤﺎﻥ "ﺗﻤﺪﻧﯽ" ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﺎﺕ ﺗﻤﺪﻧﯽ، ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻨﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺳﻮﻧﯽ ﻭ ﭘﺎﻧﺎﺳﻮنیک ﻭ ﻫﻴﺘﺎﭼﯽ ﻭ ﺗﻮﻳﻮﺗﺎ ﻭ ﻫﻮﻧﺪﺍ ﻭ ﻧﻴﺴﺎﻥ ﻣﻮﺗﻮﺭﺯ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺑﻨﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
ﺯﻳﺮﺑﻨﺎی ﻧﺎﺏ ﺗﻤﺪﻥ یک ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺩﻳﺪ. ﺍین ها ﺭﺍ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ، ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﻋﺎﺩﯼ ﻭ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ، ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ.

ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﻭﻳﺮﺍﻧﮕﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﻭ ﺑﻤﺐ ﺍﺗﻤﯽ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭشان، ﻛﺎﺭﮔﺮﺍنشان ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺎﻥ ﺧﺎﻟﯽ می‌خوردند ﻭ ﻫﺮ یک ‏«ﺳﻨﺖ‏»ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ‏«ﻳﻦ‏» ﺗﺒﺪﻳﻞ میﻛﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﺯﻣﻴﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ، ﺑﺎ ﻗﺸﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﻛﻪ ﻫﺮ یک ‏«ﻭﺍﺣﺪ ﭘﻮﻝ ﻣﻠﯽ‏» ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻻﺭ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻏﺮﺏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﯼ ﻛﻨﻨﺪ.

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﻛﺮﺩ:

ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭼﻨﺪ ﻫﻤﻮﻃﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺍﺗﺎﻕ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ. ﺍﺗﺎﻕﻫﺎ ﻗﻔﻞ ﻭ ﺑﺴﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ ﮔﻔﺘﻴﻢ:

ﭼﺮﺍ ﻗﻔﻞ ﻭ ﻛﻠﻴﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﻴﺪ؟ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﻣﻦ ﺍﺳﺖ! ﻛﺴﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﻴﻢ!
ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ، ﺗﻤﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺷﻌﺎﺭ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.
« ﺗﻤﺪﻥ‏» ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﯼ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ، ﻣﺘﻌﻬﺪﺍﻧﻪ، هوﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻏﺎﻳﺖ ﻣﻨﻈﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﻮﺩ. ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺗﻤﺪﻥ، ﻧﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ نه ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻭﺯﺍﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ، ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ‏ ﻭ ‏آﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ‏ ﺍﺳﺖ.

 



:: بازدید از این مطلب : 168
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

جوان سازی


:: بازدید از این مطلب : 159

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مرداد 1398 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید