نوشته شده توسط : amin7756

وقتی مادر مریض می شود
تمام زندگی درد میکند
و من در این تنشهای میگرنی خودم که هیچ
خـــــدا را هم گم می کنم
سخت است زیستن با مردمی که زخمهایت را نمی فهمند
و لباس طبابت برای دوای دردت می پوشند
هر خیابان را به نام شهیدی کردند
جای مادرم کو؟؟؟؟
چرا خیابانی به مریم تعلق نگرفت؟
مگر غیر این است که مریم ها هر روز زجر بارداری میکشند ؟
خسته ام مادر
دارویت را من مینوشم
از مردمی که به خاطر نان قید خدا را هم میزنن کلافه ام
سجاده ات را پهن کن
امروز رو به ناکجا نماز گلایه اقامه میکنم

برای مادرم دعا کن که این روزها سخت مریض است و من عجیب درگیر اووووو...




:: بازدید از این مطلب : 118
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟