نوشته شده توسط : amin7756

با همه ی بی سر و سامانی ام 

باز به دنبال پریشانی ام 

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدن آنی ام

آمده ام  بلکه نگاهم کنی

عاشق آن لحظه ی طوفانی ام 

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت

خوب ترین حادثه می دانی ام 

حرف بزن 

دیر زمانیست که بارانی ام

حرف بزن

سالهاست تشنه یک صحبت طولانی ام

ماهی سرگشته ی دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی ام 

آمده ام با آتش سالها 

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

حرف بزن 

حرف بزن

حرف بزن

حرف بزن

خوب ترین حادثه می دانمت 

خوب ترین حادثه می دانی ام 

حرف بزن 

حرف بزن 




:: بازدید از این مطلب : 164
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا