نوشته شده توسط : amin7756

 



:: بازدید از این مطلب : 93
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

 جریان نام گذاری‌های مناسبتی روزهای سال، خبرنگاران را هم در این حرکت بی‌نصیب نگذاشته و ۱۷ مرداد ماه به مناسبت سالروز شهادت محمود صارمی در مزارشریف به دست طالبان، به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده است.

شهید محمود صارمی خبرنگار ایرانی و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف بود که در سال ۱۳۷۷ در جریان کشتار دیپلمات‌های ایرانی در مزار شریف کشته شد و شورای فرهنگ عمومی کشور در اولین سالگرد این رخداد، ۱۷ مرداد ماه را به عنوان �روز خبرنگار� نامگذاری کرد.

وجه نامگذاری سالروز شهادت یک خبرنگار به عنوان �روز خبرنگار� نه تنها یادآور جایگاه پاسداشت فرهنگ ایثار و شهادت در فرهنگ کشورمان است بلکه می‌تواند اشاره‌ای به برخی از مشخصه‌های مشترک بین شهید و خبرنگار نیز داشته باشد که خلوص و شجاعت از این ویژگی‌هاست؛ خلوص در جریان انعکاس خبر و شجاعت در مسیری که خبرنگار را آماده شهادت در راه آرمان‌های خود هم می‌کند.

از زمان نامگذاری رسمی یک روز از سال به عنوان �خبرنگار�، گرامیداشت خبرنگاران نیز سامانی به خود گرفته است به گونه‌ای که سال‌هاست همزمان با هفدهم مرداد ماه، اهالی فرهنگ و سیاست و آنها که اهمیت مأموریت و رسالت خبرنگاران در انعکاس درست و سریع پیام را می‌دانند، فعالیت اصحاب قلم در رسانه که بی ادعا به این فعالیت شبانه‌روزی اهتمام دارند را ارج می‌نهند.

خبرنگاری نیز مانند معلمی، از جمله اموری است که برخی آن را شغل، عده‌ای منزلت و بسیاری نیز آن را فراتر از یک حرفه، بلکه رسم عاشقی می‌دانند؛ عشق به آگاهی‌رسانی، تأثیرگذاری و بسیاری دیگر از صفاتی که در منظومه این عشق قرار می‌گیرند. این گونه است که هر آینه که تعلیم و تربیتی است، معلمی هم است و هر جا پیام، فرستنده و گیرنده و امکانی برای انتقال پیام وجود داشته باشد، هر شهروندی می‌تواند خبرنگار باشد.

با این نگاه، شناسایی سابقه خبرنگاری در ایران محدود به سابقه ظهور و فعالیت مطبوعات در این سرزمین نمی‌شود اما در صورت لحاظ نمودن استانداردهای خبرنگاری به عنوان یک حرفه، دایره افرادی که این عنوان شامل حال‌شان می‌شود محدودتر خواهد شد؛ شاید همین طور است که تاریخ‌نگاران و پژوهشگران، اولین‌هایی را در عرصه خبرنگاری معرفی کرده‌‌اند.

این مجال، ضمن گرامیداشت یاد شهید صارمی و روز خبرنگار، فرصتی است تا چکیده‌ای از جستجوی سابقه خبرنگاری در ایران یادآوری شود.

در میان مقاله‌های منتشر شده از سوی دانشگاهیان، به نام ابوالفضل بیهقی برمی‌خوری که از این مورخ قرن پنجم هجری قمری به عنوان اولین خبرنگار تمام عیار ایرانی نام برده شده و بخاطر استعداد بیهقی در مشاهده، ثبت جزئیات، به تصویر کشیدن وقایع و …، به عنوان پایه‌گذار سبکی از خبرنگاری معرفی شده است. (اصغر بیرانوند، جمیله اخیانی، دانشگاه زنجان)

همچنین استاد سید فرید قاسمی‌، پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران در کتاب مطبوعات ایرانی خود، اولین روزنامه‌نگار زن ایران را معرفی کرده و آورده است: �اولین زن مطبوعات ایران، عزت ملک‌ خانم دختر امامقلی میرزای عماد الدوله دولتشاهی است…؛ نقش این زن همچنین در تاریخ عکاسی ایران انکارناپذیر است و او را به عنوان اولین عکاس زن ایران هم می‌‌شناسند�.

اهالی رسانه از غلامرضا رهبر به عنوان اولین خبرنگار جنگ تحمیلی در ایران و اولین گزارشگر شهید صدا و سیما نام می‌برند که در سال ۱۳۶۵ با اصابت ترکش و در منطقه عملیاتی کربلای ۵ به شهادت رسید.

محمد خامه‌یار نیز در کتاب �اولین‌های دفاع مقدس� نیز در معرفی اولین خبرنگار شهید رسانه‌ها، اولین شهیدان روزنامه‌های کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران  را به این شرح معرفی کرده است:

• اولین شهید روزنامه‌ کیهان در دفاع مقدس، شهید یوسف نصوحی‌پور عضو تحریریه این روزنامه بود که در عملیات �دب حران� در چهاردهم آبان ماه ۱۳۵۹ به شهادت رسید.
• اولین خبرنگار شهید روزنامۀ اطلاعات در دفاع مقدس نیز شهید ایرج ایزدپناه بود که ۱۸ دی ماه ۱۳۵۹ در جبهۀ �هویزه� به شهادت رسید.
• اولین خبرنگار روزنامه جمهوری در دفاع مقدس، شهید فتح‌الله ژیان‌پناه بود که در دوم آبان ماه سال ۱۳۵۹ در�سرپل ذهاب� به شهادت رسید.
• اولین خبرنگار و گزارشگر خبرگزاری جمهوری اسلامی شهید حسین فرهادی کوهپایی بود که در دهم مهر ۱۳۵۹ در منطقه�موسیان� در غرب کشور به شهادت رسید



:: بازدید از این مطلب : 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756

مادرم می گفت؛ هر جا کم اوردی همونجا بشین

بشمار ببین دو دوتای قلبت میشه چهارتا ..!

اگه شد که هیچ.
اگه نشد از همون جا همون مسیر همون رابطه راهتو کج کن و برگرد عقب.!

اما چرا من هرچی دو دو تا میکنم اصلا معادله حل نمیشه ؟؟؟

کجا دارم کم میذارم ؟؟؟

سردرگمی حسِ بدی دارد

هی روی غم تشدید بگذاری !
هی می‌کشی هر شب خودت را، او
اصلا نفهمد دوستش داری ...

 



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : amin7756


چند روزی نبودم، وقتی برگشتم گلدان‌های توی بالکن شبیه به یک روز مانده به آخر دنیا شده بودند. خشک، زرد، شکننده، خمیده، در حال ضجه زدن در سکوت و خرد خرد جان دادن. گذاشتمشان به حال خودشان. شبیه به سربازی که سربازِ دشمنِ زخمی‌ای را درازکش وسط مخروبه‌ای زمستان‌زده دیده و نه نجاتش داده و نه گلوله‌ی پایان را بین ابروهایش شلیک کرده. به خودم گفتم پاییز است. به هر حال چند روز دیگر یخ خواهند زد، خشک خواهند شد. بعد با بی رحمیِ جلادی که خیلی وقت است تصویر مرگ دیگران را همچون مستندی کسل‌کننده تماشا می‌کند، درِ بالکن را به رویشان بستم.
یکی دو روز بعد وقتی آبیاریِ گلدان‌های سوگلیِ آپارتمانی تمام شد و ته آبپاش اندکی آب باقی ماند، بی هدف آن را توی گلدان شمعدانی خالی کردم. نه اینکه برای نجاتش رفته باشم، رفته بودم تا فقط آبپاش را خالی کنم. 
روز بعد وقتی پرده را کنار زدم چشمم به جوانه‌های سبزی خورد که از لای آخرالزمانِ گلدان شعمدانی سر برآورده بودند؛ برگ های ریز تازه، ساقه‌های نوجوانی که امید به زندگی در تن تازه‌شان می‌درخشید.
چند دقیقه‌ای پشت پنجره ایستادم و این صحنه را تحسین کردم. شمعدانی‌ها اهل شکست خوردن نیستند. گاهی می‌میرند اما می‌دانند که مرگ هم همیشگی نیست. شمعدانی من شبیه به همان سرباز زخمی رها شده در مخروبه بود. همه فکر می‌کردند مرده و به زودی شام گرگ‌های شکم‌باره خواهد شد، اما با ذره‌ای آب، خودش را از نو ساخت. 
به برگ‌های مرده‌اش نگاه کرد و گفت: خیالی نیست. برگ تازه ای جوانه خواهد زد. بیشتر خواهیم شد. قوی تر. زنده تر.
جوانه‌ها را که دیدم آبپاش را پر کردم و با احترام، بارانی بر خاکش باریدم و تکه‌های خشکیده را جدا کردم. این گیاه لایق بهترین‌ها بود. همه‌ی آنهایی که زود تسلیم لشکر شکست‌خوردگان نمی‌شوند، لایق بهترین‌ها هستند. ‌


کهن موزیک



    :: بازدید از این مطلب : 81
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
    نوشته شده توسط : amin7756


    در خاطرات هر کسی چیزهایی است که به هیچ کس نمی گوید، فقط برای دوستانش بازگو می کند.
    مسائلی هم هست که حتی به دوستان نمی‌شود گفت و آدم فقط برای خودش می تواند بازگو کند، عینِ راز است.
    ‌اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی می ترسد برای خودش هم آشکار کند...!

    #داستایوفسکی
    یادداشت های زیرزمینی



    :: بازدید از این مطلب : 80
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
    نوشته شده توسط : amin7756

    نیاز دارم مدتی نباشم ؛

    سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم ،

    به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد ...

    دور باشم و رهاسبُک باشم و آزاد ...

    آدم هایی را ببینم ،که هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،

    مسیرهایی را بروم ، که تا به حال نرفته ام ،

    عطرهایی را بزنم ، که تا به حال نزده ام ،

    و لباس هایی را بپوشم ، که تا به حال نپوشیده ام ...

    در مکان هایی بنشینم ، که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،

    موسیقی هایی گوش کنم ، که مرا یادِ کسی نمی اندازند ،

    و نوشیدنی هایی بنوشم ، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند ...

    نه به کسی فکر کنم ،نه نگرانِ چیزی باشم ،

    نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !

    من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم ...

    No photo description available.

    #یار بی وفا

    # دلتنگ



    :: بازدید از این مطلب : 96
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
    نوشته شده توسط : amin7756

    درست 55 سال پیش تو یه خانواده متوسط پسری به دنیا میاد که مثل اسمش شکوه و بزرگی و همراه خودش برا خانواده اش میاره .پسر گندم گونه و ریز اندام بچه اول خانواده میشه همینطور که قد میکشه سختیها و رنجهای بسیاریم برا خودش خانوادش به جون میخره !!!

    کار میکنه تلاش میکنه،روز به روز بیشتر از قبل بدون وقفه یکه و تنها همه خواهر برادرها رو زیر پرو بال خودش میگیره و سرو سامونشون میده

     

    سختی های زیادی و تحمل کردی ولی برات بهترینها رو آرزو میکنم نفس نسیم دخترت

    تولدت مبارک بهترین بابای دنیا

     



    :: بازدید از این مطلب : 92
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
    نوشته شده توسط : amin7756


    فراموشی کجایی که به فریادم رسی
    باز احوال دل غم پرورم آمد به یاد...

    #دلتنگ یار


    دانلود آهنگ جدید

     



    :: بازدید از این مطلب : 87
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
    نوشته شده توسط : amin7756


    من عشق شدم مرا نمی فهمیدند
    در شهر خودم مرا نمی فهمیدند

    #علیرضا_آذر



    :: بازدید از این مطلب : 92
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)
    نوشته شده توسط : amin7756

    امروز باز برا دومین بار شروع کردم کتاب دختر خودت باش خوندن !!!

    میگه تو خودت و با دیگران مقایسه نکن (من واقعا زیاد خودمو با دیگران مقایسه نمیکنم ولی از آرزو هام فاصله گرفتم شاکیم بعضی وقتااااااااا)میگه انرژی مثبت هارو جذب کن (سعی منم تو این چند ماه انرژی مثبت بوده اما بعضی وقتا شک و تردید تو دلم راه خودشووباز میکنه و جاده دل منو میگیره و میاد میشینه برا خودش چای با هل دم میکنه و میخوام هواسشو پرت کنم و از جاده بندازمش سرازیری و بره سمت پرتگاه باز یه اتفاق یه نشونه مسقطیم براش میاره و چاشنی چای و هل دم کردش میکنه )

    میگه کارهایی که باهاش آروم میشی و در نظر بگیر (من با آهنگ و قدم زدن ساعت 10 شب به بعد و یاد دوستان و کسایی که دوسشون دارم ،خاطره نویسی خوشحالم و حال دلم خوب میشه و از خانواده ام این کارا رو دوس ندارن و مسخره کردناشون شروع میشه یا پایه همراهیت نیستن)

    حالا دوس دارم برا نویسنده اش بنویسم دلم به کدامین حرف خوش باشه !!!شعارهای کتاب یا همراه نشدن خانواده

    امروز پیج اینستا هادی و باز کردم یکی از دوستاش کلی عکس با هادی و 1 کی دیگه گذاشته بود دلخوش به همین از دور تماشا کردن هادیم

    یه آهنگ گذاشته بود خوشم آمدهر چی جستجو زدم کد برا پخش وبلاگ نبود متنشم زیباست


    داد و بیدادم سی ایلوم تک سواری نی دیه 

    شو گرهمون خونی خدا افتو دراری نی دیه 

    دلم دلواپس روزل قشنگه 

    دلم سی روزل خو چه تنگه 

    دلم دلواپس روزل قشنگه 

    دلم سی روزل خو چه تنگه 

    همو روزل که دلل مهربون بی 

    همه جا تار و تار و شو سهون بی 

    همو روزل که دوری دو و نون بی 

    که هر ده آدمی نه تا چپون بی 

    همو روزل که دوری دو و نون بی 

    که هر ده آدمی نه تا چپون بی 

    همو روزل که قوری خول خولی بی 

    نهار و شوم کره بی شل شلی بی 

    دلوم سی روزل خش بونه کرده 

    یه دنبا غم من ای دل لونه کرده 

    خدایا کوچو غمخواری بجورم 

    اگر مردم منه غربت بشورم


    داد و بیدادم سی ایلوم تک سواری نی دیه 

    شو گرهمون خونی خدا افتو دراری نی دیه 

    شو گرهمون خونی خدا افتو دراری نی دیه 

    ای زمستون کی ایروه دی باد سرما کشتمون 

    آخ لاله و باوینه و فصل بهاری نی دیه 

    آخی نی نی دیه... 

    بنگ برنو بنگ ام یک نیوریسه دی ز کوه 

    اسب و زین و برنو و شال قطاری نی دیه 

    اسب منده بی سوار و خانطلایی نی دیه 

    او کری که شاه ز ترسس بو فراری نی دیه 

    آخی نی دیه... 

    اسب منده بی سوار و خانطلایی نی دیه 

    او کری که شاه ز ترسس بو فراری نی دیه

    #یار

    #رفیق

    #دلتنگ

    #دلتنگ روزگار خوش

    #هادی



    :: بازدید از این مطلب : 94
    |
    امتیاز مطلب : 0
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 0
    |
    مجموع امتیاز : 0
    تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | نظرات (0)

    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران