
نوشته شده توسط : amin7756
مادرم می گفت؛ هر جا کم اوردی همونجا بشین بشمار ببین دو دوتای قلبت میشه چهارتا ..! اگه شد که هیچ. اما چرا من هرچی دو دو تا میکنم اصلا معادله حل نمیشه ؟؟؟ کجا دارم کم میذارم ؟؟؟ سردرگمی حسِ بدی دارد هی روی غم تشدید بگذاری !
:: بازدید از این مطلب : 62 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
کهن موزیک :: بازدید از این مطلب : 81 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
:: بازدید از این مطلب : 80 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
نیاز دارم مدتی نباشم ؛ سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم ، به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد ... دور باشم و رهاسبُک باشم و آزاد ... آدم هایی را ببینم ،که هیچ تصور بدی از آنها ندارم ، مسیرهایی را بروم ، که تا به حال نرفته ام ، عطرهایی را بزنم ، که تا به حال نزده ام ، و لباس هایی را بپوشم ، که تا به حال نپوشیده ام ... در مکان هایی بنشینم ، که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ، موسیقی هایی گوش کنم ، که مرا یادِ کسی نمی اندازند ، و نوشیدنی هایی بنوشم ، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند ... نه به کسی فکر کنم ،نه نگرانِ چیزی باشم ، نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم ! من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم ... #یار بی وفا # دلتنگ :: بازدید از این مطلب : 96 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
درست 55 سال پیش تو یه خانواده متوسط پسری به دنیا میاد که مثل اسمش شکوه و بزرگی و همراه خودش برا خانواده اش میاره .پسر گندم گونه و ریز اندام بچه اول خانواده میشه همینطور که قد میکشه سختیها و رنجهای بسیاریم برا خودش خانوادش به جون میخره !!! کار میکنه تلاش میکنه،روز به روز بیشتر از قبل بدون وقفه یکه و تنها همه خواهر برادرها رو زیر پرو بال خودش میگیره و سرو سامونشون میده
سختی های زیادی و تحمل کردی ولی برات بهترینها رو آرزو میکنم نفس نسیم دخترت تولدت مبارک بهترین بابای دنیا
:: بازدید از این مطلب : 92 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
#دلتنگ یار
:: بازدید از این مطلب : 87 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
:: بازدید از این مطلب : 92 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : amin7756
امروز باز برا دومین بار شروع کردم کتاب دختر خودت باش خوندن !!! میگه تو خودت و با دیگران مقایسه نکن (من واقعا زیاد خودمو با دیگران مقایسه نمیکنم ولی از آرزو هام فاصله گرفتم شاکیم بعضی وقتااااااااا)میگه انرژی مثبت هارو جذب کن (سعی منم تو این چند ماه انرژی مثبت بوده اما بعضی وقتا شک و تردید تو دلم راه خودشووباز میکنه و جاده دل منو میگیره و میاد میشینه برا خودش چای با هل دم میکنه و میخوام هواسشو پرت کنم و از جاده بندازمش سرازیری و بره سمت پرتگاه باز یه اتفاق یه نشونه مسقطیم براش میاره و چاشنی چای و هل دم کردش میکنه ) میگه کارهایی که باهاش آروم میشی و در نظر بگیر (من با آهنگ و قدم زدن ساعت 10 شب به بعد و یاد دوستان و کسایی که دوسشون دارم ،خاطره نویسی خوشحالم و حال دلم خوب میشه و از خانواده ام این کارا رو دوس ندارن و مسخره کردناشون شروع میشه یا پایه همراهیت نیستن) حالا دوس دارم برا نویسنده اش بنویسم دلم به کدامین حرف خوش باشه !!!شعارهای کتاب یا همراه نشدن خانواده امروز پیج اینستا هادی و باز کردم یکی از دوستاش کلی عکس با هادی و 1 کی دیگه گذاشته بود دلخوش به همین از دور تماشا کردن هادیم یه آهنگ گذاشته بود خوشم آمدهر چی جستجو زدم کد برا پخش وبلاگ نبود متنشم زیباست
بنگ برنو بنگ ام یک نیوریسه دی ز کوه #یار #رفیق #دلتنگ #دلتنگ روزگار خوش #هادی :: بازدید از این مطلب : 94 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
|