موجودات و ممكنات عالم پيوسته و در هر لحظه در آفرينش جديد هستند و در هر طرفة العين نيست و هست مى گردند. هر چند كه آدمى مى پندارد كه مدّت عمرش طولانى است، ولى چنين نيست و طولانى بودن عمر او به سبب سرعت پايان و شروع فيض رحمانى در وجود است كه آدمى قادر به درك چنين حالتى نمى باشد و تصوّر مى كند كه عمرش طولانى است.
موجودات و ممكنات عالم از كثرت تعيّنات و تعلّقات «وجود» ظاهر و آشكار شده اند و تمام موجودات نمود آن حقيقت واحد هستند و وجود كلّ پرده و پوشاننده وحدت جزو است يعنى موجودات حجاب جمال حقّ هستند.
از سختى و ناراحتى جان كندن و جدا شدن روح از بدن، استخوانهاى بدن كه در سختى و دوام همچون كوه بودند، به حكم ﴿و تكون الجبال كالعهن المنفوش﴾ از يكديگر جدا شده و سست و متلاشى مى گردند.
بر آيه ﴿يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه و صاحبته و بنيه﴾است كه در هنگام جان كندن و جدا شدن روح از بدن ـ لحظه مرگ ـ انسان از بهترين و نزديكترين نزديكانش كه با او زمانى جفت و همراه بودند جدا مى شود.