نوشته شده توسط : amin7756

دختر نازنینم

الان که خوابیدی....کنارت نشستم و دارم نگاه میکنمت....چقدر شیرینی.....چقدر زندگیمو عوض کردی

باورم نمیشه فقط یازده ماهه به دنیا اومدی... اصلا زندگی قبل تورو یادم نمیاد...چطور بدون تو بودم؟

هنوز وقتی یاده لحظه به دنیا اومدنت می افتم اشک تو چشام جمع میشه... آخ که چقدر آشنا بودی برام...آخ که چطور منو میشناختی و بغلم آروم میگرفتی و میخوابیدی...

فدای دست و پای کوچولوت بشم.... چقدر شیرینه حرف زدنت ... وای چقد قشنگ بود اولین مامان که از دهنت شنیدم

توتمام وجچد من و بابایی....تو تک تک لحظه های زندگیمونو پر از بوی خودت و صدای نازت و عروسکات کردی

عاشقتم دخترم

یازده ماه از بدنیا اومدنت گذشت




:: بازدید از این مطلب : 87
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 12 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید