نوشته شده توسط : amin7756

نه درختی می توانم بود 

در سفیدی کویر کاغذم 

نه پرنده ای تنها در کنج قفسم 

نه ترانه ای باشکوه در عرصه گیتی 

من تک درختی ام در شعر ناب 

که به عشق جنگلی روییده ام 

جنگلی پر از صفا وصمیمیت 

اما هر روز در حسرت یک دوست 

دل شکسته ام را نوازش می کنم 

پرنده ای هستم که به شوق پرواز از قفس آمده ام 

در این برهوت تنهایی 

چند وقته خورشید را من ندیده ام 

نه سلامی نه کلامی 

دلم به خنده ای خوش بود 

که آن را هم دریغ کردید .




:: بازدید از این مطلب : 92
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید