نوشته شده توسط : amin7756

غرور  رياست

عارفي گفت :رفتم درگلخني تادلم بگشايدكه گريزگاه بعضي اوليابوده است .

ديدم رئيس گلخن را شاگردي بود ميان بسته و كار مي كرد و اوش مي گفت كه اين بكن و آن بكن. او چست كار مي كرد .

"گلخن تاب "را خوش آمد از چستي او را در فرمان برداري .

گفت: آري همچنين چست باش. اگر تو پيوسته چالاك باشي و ادب نگاه داري مقام خود به تو دهم و ترا به جاي خود بنشانم .

مرا خنده گرفت و عقده من بگشاد. ديدم رئيسان اين عالم همه بدين صفت اند با چاكران خود.




:: بازدید از این مطلب : 119
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران