نوشته شده توسط : amin7756

الان دارم برای بار چهلم به روش درست گرم کردن دلمه ای که مامان بزرگ دیروز برام پخته و کنار گذاشته گوش میدم :)) 

چند روز پیشم یهو به این فکر افتاده که جای خالی سینی بین وسایل خوابگاهی من خیلی پر رنگه و رفته تنهایی برام سینی خریده که ببرم خوابگاه یه وقت لنگ نمونم  :)))) 

بچه که بودم صدام میزد “ دختر کشور “ از بس حرف هیچکسو گوش نمیدادم (الان از اون موقعم بدترم) ولی بازم عزیزدردونش بودم و هستم ^__^ 

البته که اونم عشق منه... با این کاراش مگه میشه نباشه؟ *_^




:: بازدید از این مطلب : 192
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران