دراین نوشتار، با یک تیر دو نشان زده می شود . پیتربرگر می خواهد در مورد چیزی که تفکر جامعه شناسانه را از سایر راههای فکر کردن در مورد چیز ها، برجسته تر می سازد ، توضیح دهد و هر آنچه را که جامعه شناسان انجام می دهند، نیزانجام دهد . اگر چه دراغلب زبان ها برخی از این اصطلاحات به کاربرده می شوند مثلا با اشاره مداوم به کلمه «انسان» وقتی که در مورد زنان و مردان به طور عام صحبت می شود ، نکته اصلی که هنوز هم دارای اهمیت و اعتبار است همانگونه که در گذشته نیز بوده است . در واقع برخی از وجه های آن مانند بخش هائی که موضوع اخلاقی جامعه شناسان می شود ،امروزه بیشتر ادامه دارد تا درگذشته ها .