نوشته شده توسط : amin7756

حال بدی دارم

احساس ترس دارم

ترس شدید 

خشم دارم خشمی که تبدیل به ترس شده 

من خشم دارم اما میترسم ابرازش کنم

من عصبانی هستم 

من خشمگین هستم

من ناراحت هستم

من از دخترانی که مرا قضاوت کردند و باهام دوس نشدند 

خشم و نفرت دارم ازشون بدم میاد 

از بابا و مامانم نفرت و خشم دارم 

و از همه متنفرم 

از لات های سر کوچه میترسم

از مشکلات میترسم

من میترسم

احساس امنیت ندارم 

چون مادرم هیچوقت احساس امنیت به من نمیداد

هیچ وقت تعادل روانی نداشت

یک لحظه شاد بود 

یک لحظه ناراحت 

و هر روز و هر دفعه یک طور بود 

یک بار طرد میکرد 

یک بار مهربان بود

یک بار عصبی بود ...

خسته ام خسته ام 

میترسم و خشمگینم و میخاهم خشمم را ابراز کنم

از همه تان متنفرم

از زور متنفرم

از حرف مفت و قضاوت متنفرم

از همه تان متنفرم




:: بازدید از این مطلب : 155
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران