خیلی دلم میخواد برم سرکار و باپولش طلا بخرم اما همسر دوسنداره من برم سر کار :(میگه خودم وقتش بشه برات طلا میخرم ولی من نمیتونم جلوی ذوق خودمو بگیرم تا وقتش بشه -_-
وای این برادرشوهرم خیلی شیطونه و اعصاب خورد کنه دلیل اصلی اینکه نمیخام برم خونه مادرشوهرم وجود این بچس از بس نچسبه و مثل بزرگا حرف میزنه اصلا شیرین نیس اه اه الانم داره بدی میکنه ..شوهرم امروز گفت تاجمعه باش اینجا گفتم باشه ولی قلبا حال نمیکنماینجا و فقط دارم تحمل میکنم درواقع بفکر مادرشوهر و پدرشوهرم هستم که اینهمه عمر بچه بزرگکردن الان ک دامادش کردن چندروزی ببیننش بعد میبرمش خونه خودمون